مقدمه

در حال حاضر ، اکثر متخصصان مدیریت و دانشگاهیان دانش را به عنوان منبع قابل توجهی از مزیت رقابتی متمایز کرده اند. به طور بالقوه ، این یک منبع قابل توجه برای یک شرکت است زیرا شامل ویژگی های گرانبها ، غیر معمول ، منحصر به فرد و غیرقابل تعویض و یک جنبه ضمنی است. اهمیت دانش روز به روز در جامعه افزایش می یابد و به همین دلیل تغییراتی در تفکر افراد در مورد نوآوری های تجاری ایجاد می شود. این نوآوری ها می توانند نوآوری فنی ، فرآیندی یا محصول و راهبردی یا عملیاتی باشند.

نوآوری های ناشی از سازمان های دانش بنیان در سراسر جهان در حال رخ دادن است و مشابه وضعیت تویوتا موتور است که در این گزارش مورد بحث قرار گرفته است. در این گزارش ، شیوه های مدیریت دانش موجود شرکت تویوتا موتور همراه با مداخلات مورد استفاده برای بهبود شیوه ها و استراتژی های مدیریت دانش فعلی مورد بحث قرار گرفته است. در این گزارش ، مداخله پیشنهادی برای تویوتا استفاده از KM به عنوان یک ابزار مدیریت است.

همچنین ، در اینجا ، عناصری که برای مدیریت دانش موثر ضروری هستند. استراتژی نیز ارائه می شود تا شرکت بتواند یک استراتژی مدیریت دانش جدید و بسیار مثرتر برای مقابله با معایب KM موجود خود ایجاد کند. این گزارش اطلاعات جامعی در مورد استراتژی های مدیریت دانش قبلی تویوتا و برخی استراتژی های موثر جدید ارائه می دهد که می تواند برای استفاده موثر از دانش و جنبه های مربوط به آن استفاده کند.

حوزه مدیریت دانش در ارتباط با مدیریت داده ها ، اطلاعات و دانش درون یک سازمان و همچنین استفاده از آن برای به دست آوردن مزیت رقابتی توسعه یافته است (Armistead 1999 ، ص 143). مدیریت دانش اساساً شامل روشها و ابزارهایی است که می تواند داده ها را به طور موثر جذب و به اشتراک بگذارد. همچنین ، به استفاده بالقوه از دانش افراد در یک شرکت مربوط می شود. از چند سال گذشته بحث های جدی در مورد اهمیت مدیریت دانش (KM) در جامعه ما صورت گرفته است (Hicks، Dattero & Galup 2006، p. 19).

تقریباً همه محققان ، محققان و متخصصان علوم مدیریت معتقدند که تحول اساسی رخ داده و مدیریت دانش بسیار مهم شده است. شکست های زیاد در عملیات تجاری ، به دلیل شیوه های سنتی عملیات ، اهمیت دانش و مدیریت آن را تشدید کرده است (MaÊrtensson 2000 ، ص 204). در شرایط رقابتی فزاینده ، مدیریت دانش و مفاهیم استراتژی مربوطه برای ماندن و حفظ موقعیت خود در بلندمدت به اجزای ضروری و مهم تبدیل شده اند (Armistead 1999 ، p. 143).

با توجه به اهمیت و مزایای مدیریت دانش ، برخورد مدیران و مدیران با مدیریت دانش و استراتژی های مرتبط حیاتی شده است. امروزه به دلیل مزایای قابل توجه آن ، پیش شرط دستیابی به بهره وری و انعطاف پذیری بیشتر در شرکتهای بخش خصوصی و دولتی محسوب می شود (MaÊrtensson 2000 ، ص 204). شرکت تویوتا موتور همچنین از مدیریت دانش برای مدیریت عملیات و فرایندهای مختلف تجاری خود استفاده می کند. با این کار ، شرکت قادر به جمع آوری ، سازماندهی ، به اشتراک گذاری و تجزیه و تحلیل دانش خود در زمینه منابع ، اسناد و مهارت های افراد شده است.

در اینجا ، در این مقاله نقش کنونی KM در تویوتا همراه با توصیه های خاص در قالب مداخلات جدید به شرکت ارائه می شود. این امر توانایی شرکت در مدیریت تمام منابع خود را به نحوی که بتواند سازماندهی و اشتراک دانش خود را افزایش دهد ، افزایش می دهد (Wiig1997 ، ص 7).

برنامه مدیریت دانش موجود شرکت تویوتا موتور
شرکت تویوتا موتور از زمان آغاز به کار خود رشد چشمگیری داشته است و با این کار این شرکت همچنین با مشکلات متعددی در ارتباط با توسعه و مدیریت آن روبرو شده است. در شروع به کار این شرکت برای توسعه و تولید خودرو فقط در ژاپن و صادرات در برخی از کشورهای خارج از کشور ، اما با افزایش تقاضا و جهانی شدن ، در چندین بازار خارجی مختلف فعالیت خود را آغاز کرد. با افزایش پایگاه عملیات ، این شرکت با مشکلات مربوط به مدیریت منابع خود روبرو شد. برای حل این مشکل ، شرکت از مدیریت دانش به عنوان اهمیت و نیاز خود استفاده کرد (Ichijo & Kohlbacher 2006).

عملیات شرکت به طور قابل توجهی شروع به رشد کرد و در این زمینه ، از چندین رویکرد پیشرفته مانند تولید ناب ، مدیریت کیفیت کلی و غیره استفاده کرد. همه این رویکردها به شرکت در دستیابی به جایگاه قابل توجه در بازارهای نوظهور کمک کرد. علاوه بر این رویکردها ، شرکت اهمیت دانش و استفاده از آن را برای شرکت و مدیریت کارکنان آن نیز درک کرد (Armistead 1999 ، ص 143). این شرکت درک کرد که مدیریت دانش در سازمان خود ضروری است و برای این کار چندین رویکرد مدیریت دانش مانند توسعه شبکه های اشتراک دانش و استفاده از دانش تاکتیکی را اتخاذ کرد (پنا 2002 ، ص 470).

مدیریت دانش

مدیریت شرکت با این واقعیت آگاه است که ایجاد دانش نه تنها مجموعه ای از اطلاعات است ، بلکه یک فرایند متمایز انسانی است که نمی توان آن را به راحتی کاهش داد یا تکرار کرد. مدیریت شرکت با گردآوری ، سازماندهی ، جمع بندی ، تجزیه و تحلیل ، ترکیب و تصمیم نهایی سعی در تغییر داده ها به اطلاعاتی دارد که می تواند برای همه از دانش استفاده شود (Alwis & Hartmann 2008، p. 134). مدیریت تویوتا همچنین آگاه است که مدیریت م ofثر دانش از جمله ایجاد دانش ، به اشتراک گذاری ، امنیت و رهاسازی ضروری است (وانگ و احمد 2005 ، ص 327). همه اینها متکی بر زمینه فعال سازی است که می تواند با استفاده از توانمندسازهای مهم دانش به شرح زیر توسعه یابد:

  • معرفی چشم انداز دانش
  • مدیریت مکالمات
  • جابجایی اصلاح طلبان دانش
  • ایجاد زمینه مناسب

جهانی سازی دانش محلی (Ichijo & Kohlbacher 2006).
همه این توانمندسازهای دانش توسط تویوتا معرفی شده است که شیوه های مدیریت دانش آن را نشان می دهد. اگرچه شرکت تویوتا موتور یک رویکرد مهم در زمینه مدیریت دانش و به اشتراک گذاری دانش اتخاذ کرده است ، اما هنوز نمی تواند دانش را در بین تمام منابع خود به طور موثر مدیریت کند (تاویل 2010 ، ص 335). امروزه ، این شرکت در بازارهای مختلف خارجی فعالیت می کند ، اما هنوز نمی تواند کارایی و کیفیت تولید خود را بهبود بخشد و همه اینها به دلیل عدم مدیریت دانش و اشتراک دانش است (Bailey & Clarke 2000، p. 236).

مدیریت شرکت هنوز مسائل اساسی اشتراک دانش یا یادگیری سازمانی را که محرک های کلیدی پشت دستاوردهای قابل توجه شرکت هستند ، طی نکرده است. برای دستیابی به موفقیت مطمئن در قرن 21 ضروری است که رهبران آن سرمایه فکری را با کمک ایجاد دانش و به اشتراک گذاری بین المللی توسعه دهند. این شرکت مجبور بود در جهت به اشتراک گذاری دانش سخت کار کند زیرا مسائل اصلی آن مربوط به اشتراک دانش است. اگر شرکت رویکردها و شبکه های موثری را اتخاذ کند ، می تواند به راحتی مسائل مربوط به اشتراک دانش را حل کند که به نوبه خود باعث مزیت رقابتی می شود (پنا 2002 ، ص 470)

برای اجرای موفق و عملیات ، ضروری است که شرکت تویوتا موتور مسائل مدیریت دانش خود را به میزان قابل توجهی بهبود بخشد. بدون این امر ، این امکان وجود نخواهد داشت که شرکت موقعیت رهبری خود را در درازمدت مدیریت کند ، زیرا دانش برای مدیریت موفقیت آمیز یک کسب و کار بسیار مهم شده است (رندری 2006 ، ص 145). این شرکت دارای برنامه مدیریت دانش م effectiveثر بود اما در برخی جنبه ها فاقد آن است که در صورت بهبود بتواند آن را با مزایای قابل توجهی در مدیریت دانش و مدیریت عملیات تجاری ارائه دهد (Jost 2010).

مداخلات مدیریت دانش برای شرکت تویوتا موتور
شرکت تویوتا موتور که بزرگترین شرکت ژاپن و دومین شرکت خودروسازی پیشرو در جهان است به عنوان مهمترین شرکت دانش دنیا شناخته می شود (Jost 2010). تا کنون ، این شرکت سه بار برنده چهارمین نظرسنجی جهانی مورد تحسین دانش جهانی (MAKE) شده است. همچنین 5 بار برنده MAKE Japan Survey شده است. این جایزه به دلیل شیوه های منحصر به فرد در زمینه مدیریت دانش اعطا می شود. این جوایز بر اساس اقداماتی مانند فرهنگ و محصولات دانش بنیان ، اشتراک دانش و همکاری و یادگیری سازمانی (Bateman n.d.) اهدا شد.

همه این جنبه ها به طور م wereثر مدیریت شدند ، اما هنوز هم شرکت باید تلاش بیشتری انجام دهد زیرا در برخی از جنبه های مدیریت دانش کم است. مهمترین جنبه ای که باید بهبود یابد ، به اشتراک گذاری دانش است و تنها در صورت استفاده از مدیریت دانش به عنوان یک ابزار مدیریت می توان آن را انجام داد. مهمترین مداخله مدیریت دانش که می تواند توسط شرکت تویوتا موتور استفاده شود ، استفاده از KM به عنوان یک ابزار مدیریت است (Jost 2010). با استفاده از مدیریت دانش به عنوان یک ابزار مدیریتی ، شرکت می تواند به طور م allثر تمام معایب موجود مدیریت دانش را در رابطه با عملیات تجاری خود بهبود بخشد.

علاوه بر این با درک مفهوم سرمایه فکری ، شرکت می تواند شیوه های مدیریت دانش خود را نیز بهبود بخشد. مدیریت شرکت باید درک کند که مدیریت دانش بخش مهمی از مفهوم گسترده سرمایه فکری است زیرا مدیریت دانش خود در مورد مدیریت سرمایه فکری است. سرمایه فکری را می توان با کمک دو عبارت استراتژی و اندازه گیری درک کرد (MaÊrtensson 2000 ، ص 205). استراتژی به شکل گیری و استفاده از دانش و همچنین ارتباط بین دانش و ایجاد ارزش مربوط می شود (Rao 2005).

سایر جنبه های سرمایه فکری که اندازه گیری می شود بر توسعه سیستم های اطلاعاتی جدید متمرکز است که برای اندازه گیری داده های غیرمالی همراه با داده های مالی سنتی مهارت دارند (MaÊrtensson 2000 ، ص 206). مبانی انتزاعی سرمایه فکری که توسط تویوتا قابل استفاده است در این شکل قابل درک است.

مدیریت شرکت باید تلاش کند تا در جهت ایجاد و استفاده از دانش به گونه ای تلاش کند که از طریق آن بتوان از ارزش استفاده کرد ، همانطور که در شکل آمده است. با مدیریت سرمایه فکری ، شرکت می تواند شیوه های مدیریت دانش موجود خود را به میزان قابل توجهی افزایش داده و ایرادات مدیریت دانش را بهبود بخشد. این امر همچنین به شرکت در استفاده از KM به عنوان یک ابزار مدیریتی که برای موثر بودن آن در همه جنبه های یک تجارت ضروری است ، کمک می کند (MaÊrtensson 2000 ، ص 206).

مدیریت دانش به عنوان ابزار مدیریت:
معمولاً KM به عنوان یک ابزار مدیریتی به تصویر کشیده می شود اما از دو جنبه تشکیل شده است که ابتدا KM به عنوان یک ابزار مدیریت اطلاعات یا ابزار عملیاتی و دوم به عنوان یک ابزار مدیریتی با تمرکز استراتژیک است. با مدیریت KM به عنوان ابزار مدیریت عملیاتی و استراتژیک ، تویوتا به راحتی می تواند اشتراک دانش و یادگیری سازمانی را در بین فرایندهای تجاری خود افزایش دهد (MaÊrtensson 2000 ، ص 209). اگر شرکت و مدیریت آن هر دو جنبه مدیریت دانش را مدیریت کنند ، می توانند به طور قابل توجهی به تمام مزایای اصلی مدیریت دانش برای کسب و کار و رشد مطمئن آن دست یابند.

مدیریت دانش به عنوان یک ابزار مدیریت اطلاعات

در زمینه مدیریت دانش ، دانش معمولاً به عنوان یک مشکل مدیریت اطلاعات در نظر گرفته می شود. این اساساً شامل تشکیل ، سازماندهی و استفاده از دانش می شود (موری ، میبوری و تورایزنگام 2002). شرکت تویوتا موتور همچنین باید از KM به عنوان ابزاری برای مدیریت اطلاعات استفاده کند که می تواند با مدیریت مراحل مختلف اما مرتبط انجام شود. در مرحله اول ، شرکت باید اطلاعات را به دست آورد و در مرحله دوم اطلاعات جمع آوری شده باید وارد سیستم ذخیره سازی شود و سپس باید ساختار منطقی داشته باشد (MaÊrtensson 2000 ، ص 209).

KM همه چیز در مورد دستیابی و تغییر موقعیت دانش کارکنان و در دسترس قرار دادن این اطلاعات در اختیار دیگران است تا آنها نیز بتوانند از آن استفاده کنند. این را می توان با استفاده از چندین فناوری پیشرفته مانند اینترنت و پایگاه های داده انجام داد. به این ترتیب ، شرکت می تواند دانش تاکتیکی را به دانش صریح تبدیل کند که همه می توانند از آن برای افزایش کارایی و بهره وری خود استفاده کنند (Rao 2005). با ذخیره اطلاعات در چندین پایگاه داده شرکت ، شرکت باید مرحله سوم مرتبط را آغاز کند.

مراحل مدیریت دانش

این مرحله سوم مربوط به حداکثر تحویل و استفاده از اطلاعات است. در آخرین مرحله ، مدیریت شرکت می تواند به طور قابل توجهی از اطلاعات استفاده کند. این فرآیند استفاده از اطلاعات را می توان با به اشتراک گذاشتن دانش کارکنان و معاشرت با یکدیگر آغاز کرد. همچنین اطلاعات را می توان از طریق دیجیتال و آنالوگ استفاده یا به اشتراک گذاشت.

مدیریت دانش به عنوان یک ابزار مدیریت استراتژیک:

جنبه مهم بعدی مدیریت دانش که باید توسط تویوتا مدیریت شود ، مدیریت دانش به عنوان یک ابزار مدیریت استراتژیک است. توسط متخصصان مدیریت گفته می شود که مدیریت دانش موثر با یک استراتژی آغاز می شود. در ارتباط با یک استراتژی مدیریت دانش ، دانش به عنوان یک منبع ارزشمند و کم استفاده می شود (MaÊrtensson 2000 ، p. 210). برای بهبود اشتراک دانش و شیوه های مدیریت دانش موجود ، ضروری است که شرکت استراتژی مدیریت دانش فعلی خود را بهبود بخشد زیرا نقش مهمی در مدیریت موفق دانش ایفا می کند.

برای ایجاد یک استراتژی مدیریت دانش موثر ، شرکت باید سیستم هایی را توسعه دهد که دانش داخلی را به طور قابل توجهی جمع آوری کرده و در شیوه های منحصر به فرد تجدید نظر کند. مدیریت شرکت باید همه اهداف ، اهداف و نتایج پیش بینی شده خود را در رابطه با مدیریت دانش به دلیل تغییر در سازمان در نظر بگیرد (Rao 2005). گاهی اوقات ، مدیریت دانش می تواند به عنوان راهی برای افزایش عملکرد ، بهره وری ، همکاری و رقابت پذیری مورد استفاده قرار گیرد و گاهی اوقات ممکن است برای کاهش دستیابی موثر، به اشتراک گذاری و استفاده از اطلاعات در شرکت مورد استفاده قرار گیرد (MaÊrtensson 2000 ، ص 210).

علاوه بر این می توان از آن به عنوان تکنیکی برای تصمیم گیری بیشتر ، ابزاری برای تسخیر شیوه های منحصر به فرد ، راهی برای تبدیل شدن به یک شرکت نوآور و غیره استفاده کرد. هدف از بکارگیری و استفاده از مدیریت دانش باید روشن باشد زیرا در این روش فقط شرکت می تواند شیوه ها و استراتژی مدیریت دانش خود را به طور موثر مدیریت کند. با کار بر روی همه این موارد ، شرکت می تواند یک استراتژی مدیریت دانش موثر ایجاد کند (Reimer & Karagiannis 2006).

استراتژی های پیشنهادی برای اجرای مداخلات پیشنهادی
برای اجرای مداخلات پیشنهادی ، شرکت تویوتا موتور باید عناصر و استراتژی های زیر را در نظر بگیرد:

سوالات و ارزیابی های بازرسی:
اولین عنصر اساسی که تویوتا باید در هنگام ایجاد و اجرای استراتژی مدیریت دانش خود لحاظ کند ، سوالات و ارزیابی های بازجویی است. مديريت شركت بايد استراتژي مديريت مديريت خود را با آنچه كه مي خواهد به آن برسد و نيز با اهداف و مقاصد آن مرتبط باشد. این را می توان با کمک بازجویی و ارزیابی جنبه های مختلف مانند آنچه شرکت می خواهد به دست آورد و در کدام جنبه می خواهد بهبود یابد (MaÊrtensson 2000 ، ص 211). استراتژی مدیریت دانش چگونه به مزایا و افزایش عملکرد کارکنان و غیره منجر می شود. با شناسایی پاسخ به همه این سوالات ، شرکت می تواند یک استراتژی مدیریت دانش موثر ایجاد کند.

ارتباط موثر:
در اکثر تلاشهای شرکتها برای پیاده سازی استراتژی مدیریت دانش ، یک مشکل قابل توجه در ارتباطات بی اثر است. برای اجرای موفق ، ارتباط موثر ضروری است و مشابه تویوتا (Hlupic 2003). برای اجرای موفق استراتژی مدیریت دانش ، شرکت باید یک برنامه ارتباطی م developثر ایجاد کند که باید انعطاف پذیری کافی را برای پذیرش تغییرات در الگوی ارتباطی در زمان تصمیمات مهم تجاری داشته باشد. برنامه ارتباطی خوب توسعه یافته همچنین به شرکت در افزایش اشتراک دانش و تبدیل شدن به یک سازمان یادگیرنده کمک می کند (موری ، میبوری و تورایزنگام 2002).

پشتیبانی مدیریت ارشد:
برای اجرای موفق استراتژی مدیریت دانش ، ضروری است که مدیریت شرکت از مدیریت عالی خود پشتیبانی قابل توجهی داشته باشد. مدیریت شرکت باید سعی کند مدیران ارشد را برای ترویج روش هایی که یادگیری و اشتراک گذاری را تقویت می کند متقاعد کند. مدیران ارشد باید به گونه ای متقاعد شوند که به ایجاد شبکه های دانش صندوق کمک کرده و پیشرفت های بیشتری را ارتقاء می دهد (Reimer & Karagiannis 2006). اگر تویوتا بتواند از مدیریت عالی خود پشتیبانی کامل دریافت کند ، در توسعه و اجرای یک استراتژی مدیریت موفق موفق خواهد شد (MaÊrtensson 2000 ، ص 211).

اهمیت افراد و فرهنگ:
عنصر اساسی بعدی که در رابطه با توسعه و اجرای یک استراتژی مدیریت دانش موثر است ، مردم و فرهنگ هستند. اجرای موفق مدیریت دانش به طور قابل توجهی با مردم و فرهنگ شرکت در ارتباط است. مدیریت تویوتا همچنین باید ارتباطی موثر بین اجرای استراتژی مدیریت دانش و مردم و فرهنگ آن ایجاد کند. با تمرکز بر کارکنان خود و نقش مهم آنها ، شرکت می تواند از استراتژی مدیریت دانش متمایز برخوردار باشد (MaÊrtensson 2000 ، ص 211).

شرکتی که بر افراد و فرهنگ خود تمرکز می کند ، در مقایسه با شرکتی که بیشتر بر روی فناوری تمرکز دارد ، می تواند به اهداف خود برسد. این نیز باید توسط تویوتا درک شود و سپس فقط در اجرای پررونق استراتژی مدیریت دانش خود مهارت پیدا می کند (جاسم الدین 2008 ، ص 59). با درک این نکته که مردم و فرهنگ نقش اساسی در ایجاد شرکت پر رونق دانش بنیان ایفا می کنند ، مدیریت شرکت می تواند به راحتی همه افراد و مسائل مربوط به فرهنگ خود را حل کند. این مسائل برای رسیدگی به موقع حیاتی است زیرا در غیر این صورت ممکن است شرکت را به سمت چندین معایب سوق دهد (موری ، میبوری و تورایزنگام 2002).

پذیرش خلاقیت:
عنصر اساسی بعدی که باید تویوتا برای بهبود شیوه های مدیریت فعلی خود در نظر بگیرد ، گنجاندن خلاقیت است زیرا به طور اساسی با استراتژی ارتباط دارد. با ایجاد ارتباط بین استراتژی و خلاقیت ، شرکت قادر خواهد بود در بلند مدت موقعیت خود را حفظ کند (Hlupic 2003). با ارتباط مدیریت دانش و خلاقیت ، مدیریت شرکت می تواند به خلاقیت تجاری دست یابد ، بنابراین در نظر گرفتن خلاقیت در زمان تدوین استراتژی مدیریت دانش ضروری است.

ایجاد شبکه های یادگیری:
یکی دیگر از عناصر مهم مدیریت دانش ، ایجاد شبکه های یادگیری است تا کارکنان بتوانند از یکدیگر یاد بگیرند و دانش خود را به حداکثر برسانند. با ایجاد شبکه های یادگیری ، تویوتا همچنین می تواند مشکلات موجود در زمینه اشتراک دانش و تبدیل شدن به یک سازمان یادگیرنده را برطرف کند (MaÊrtensson 2000 ، ص 212). در حال حاضر کارکنان شرکت چندان متمرکز نیستند اما با اثبات مزایای مدیریت دانش ، می توان آنها را برای توسعه شبکه های یادگیری تشویق کرد.

اهمیت به اشتراک گذاری دانش:
یکی دیگر از عناصر مهمی که تویوتا باید در زمان توسعه و اجرای استراتژی مدیریت دانش خود شامل آن شود ، به اشتراک گذاری دانش است. استراتژی شرکت به این عنصر اهمیتی نمی دهد و باید برای بهبود آن و گنجاندن آن در استراتژی مدیریت دانش سخت تلاش کند. امروزه مشاهده می شود که کارکنان ترجیح نمی دهند به دلیل افزایش رقابت ، دانش خود را با دیگران به اشتراک بگذارند (MaÊrtensson 2000 ، ص 211). مدیریت شرکت باید سعی کند محیطی مثبت ایجاد کند که در آن همه دوست دارند دانش خود را با دیگران به اشتراک بگذارند تا بتوانند دانش خود را افزایش دهند (لیبوویتز 1999).

در این زمینه ، مدیریت شرکت باید سعی کند دانش موجود را با کارکنان جدید و فعلی خود از طریق بحث های گروهی و سمینارهای منظم به اشتراک بگذارد. آنها باید سعی کنند محیطی باز و منعطف ایجاد کنند که در آن همه افراد برای افزایش پایگاه دانش موجود خود تلاش کنند. با اتخاذ این رویکردها می توان عادت کارکنان برای به اشتراک گذاشتن دانش را به طرز چشمگیری تشدید کرد.

مشوق های مناسب برای کارکنان:
عنصر مهم بعدی در رابطه با استراتژی مدیریت دانش ، ایجاد انگیزه های مناسب برای کارکنان برای به اشتراک گذاری و پیاده سازی دانش است. در حال حاضر ، سیستم پاداش تویوتا از فرهنگ اشتراک دانش خود پشتیبانی نمی کند ، بنابراین با ایجاد تغییراتی در آن ، شرکت می تواند مشکلات مربوط به به اشتراک گذاری دانش را بهبود بخشد. مدیریت شرکت باید سعی کند یک سیستم پاداش ایجاد کند که کارکنان خود را تشویق به استفاده از تخصص خود و درک اهمیت مدیریت دانش کند (MaÊrtensson 2000 ، ص 212). همه جنبه های مربوط به کارکنان و اشتراک دانش آنها باید در سیستم پاداش شرکت دخیل باشد زیرا ممکن است از هر سطح از ساختار سازمانی ناشی شود (Despres & Chauvel 1999، p. 112).

سیستم ارزیابی موثر:
آخرین عنصر اساسی که باید مورد توجه قرار گیرد ، بکارگیری سیستم ارزیابی موثر برای ارزیابی تلاش های انجام شده در جهت استفاده از مدیریت دانش است. ایجاد سیستم می تواند از سیستم غیررسمی تا سیستم رسمی متفاوت باشد. تویوتا همچنین باید سیستم ارزیابی موثری را توسعه دهد تا همه شیوه ها و استراتژی های دانش آن به موقع مورد ارزیابی قرار گرفته و استفاده موثری از KM را ارائه دهد (Reimer & Karagiannis 2006).

با پیروی از همه این عناصر ، شرکت می تواند یک استراتژی مدیریت دانش موثر ایجاد کند که به نوبه خود به تویوتا در به اشتراک گذاری دانش و ایجاد یک سازمان یادگیرنده کمک می کند. مدیریت دانش به عنوان یک ابزار مدیریتی ، تویوتا را به سمت توسعه استراتژی و اجرای موفق مدیریت دانش هدایت می کند (لیبویتز 1999).

نتیجه گیری
با کمک بحث های فوق ، مشخص می شود که شرکت تویوتا موتور نیاز به بهبود شیوه ها و استراتژی های موجود KM دارد. برای این منظور ، شرکت باید مداخلات پیشنهادی که مربوط به استفاده از مدیریت دانش به عنوان یک ابزار مدیریت است را اتخاذ کند. با استفاده از KM به عنوان یک ابزار مدیریتی ، شرکت قادر به حل مشکلات مربوط به عملیات و استراتژی می شود (Reimer & Karagiannis 2006). مدیریت دانش به عنوان یک ابزار مدیریتی به شرکت با توانایی رسیدگی به مسائل مربوط به پردازش اطلاعات و تمرکز استراتژیک در خدمت شرکت خواهد بود (Quality Counts 2008).

به این ترتیب ، می توان گفت که تویوتا باید مداخلات فوق را اتخاذ کرده و باید سعی در توسعه یک استراتژی جدید و م Kثر مدیریت دانش داشته باشد. برای توسعه استراتژی مدیریت دانش موثر ، شرکت باید تمام عناصر مورد بحث در بالا را در نظر بگیرد زیرا آن را با رویکرد خاص و متمایز برای مدیریت دانش و استفاده از آن ارائه می دهد. با اتخاذ استراتژی های توصیه شده ، شرکت می تواند یک استراتژی مدیریت دانش جدید و م effectiveثرتر ایجاد کند که به آن در حل تمام مسائل مربوط به مدیریت دانش مانند اشتراک دانش و تبدیل شدن به یک سازمان یادگیرنده کمک کند (لیبویتز 1999). مداخلات پیشنهادی شرکت تویوتا موتور را به سمت توسعه استراتژی مدیریت موثر و متمایز سوق می دهد.